از شبنم عشق خاک ادم گل شد
جدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
جمعه دوازدهم آبان 1385 5:3
و اما جدایی امان از جدایی
اگر در خواب میدیدم غم روز جدایی را به دل هرگز نمیدادمخیال اشنایی را
خدایا چرا برای هر خوبی یه بدی و برای هر بدی یه خوبی گذاشتی
چرا شیرینی ساعتها و روز ها و سالها در کنار هم بودن در یک لحظه
جدایی به تلخی تبدیل میشه؟
چرا!!! چرا!!! چرا؟
گذر گاه زمان با همه تلخی و شیرینی خود میگذرد
عشق ها می میرند ...... رنگها رنگدگر می گیرند
و فقط خاطرهاست که چه شیرین و چه تلخ دست
نخورده به جا می ما نند.....
اتش بگیر تا که بدانی چه میگشم
احساس سوختن به تماشا نمی شود
نوشته شده توسط بهروز راهنمایی(be.ra)
| لینک ثابت |
